|
معرفت شهروندی راهی به سوی اندیشه ای برتر مقالات علمی
| ||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان نقش مادر در تربیت کودک
زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان و مظهر پرورش است .او پایه گذار وجود و حیات آدمی است و در آموزشگاه بزرگ حیات ، نقش اول را در تعیین ساختار شخصیت كودك برعهده دارد. او محور عاطفی خانواده را دردست خود دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. دامن مادر اولین كلاس درس و بهترین محل تربیت كودك است و خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فكری و عاطفی کودک تحت شعاع این كانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و كمال می یابد، به نحوی كه آثار آن تا پایان حیات در جهان باقی خواهد ماند.نوزاد پس از تولد به ارتباط جسمی با مادر نیاز فراوان دارد؛ از این رو نباید ساعات طولانی از مادر جدا بماند. زیرا كه از شش ماهگی تا سه سالگی، حضور مادر نه تنها در رشد عاطفی كودك ، بلكه در رشد بدنی و عقلی او نیز تأثیر بسزایی دارد. تحقیقات نشان داده که کودکانی که در منزل و در کنار مادر پرورش مییابند ،هر ماه از رشد قدی بیشتری نسبت به کودکانی که خارج از منزل و در مهد کودک پرورش میبابند ، برخوردار میشوند. و از انجاییکه بیش از 80 % شخصیت كودكان و نوجوانان در متن خانواده , در كنار مادر شكل می گیرد لذا خانواده را میتوان بعنوان اولین پایگاه تعلیم و تربیت و نخستین مدرسه كودكان به حساب آورد. نقش نظارتی خانواده درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی سطوح تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . هر چند که نظارت در تمامی دوره های تحصیلی توصیه میشود،البته نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک باشد و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند، اما بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین ابتدایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از آنجا که نهادهای خانه و مدرسه هر دو وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بین این دو نهاد تربیتی لازم و ضروری به نظر می رسد . چرا که نه مدرسه می تواند بدون همکاری خانواده ها رسالت تعلیم و تربیت خویش را به شکل صحیح اجرا نماید و نه خانواده ها می توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربیت صحیح ورفع مشکلات تحصیلی فرزندان خود اقدامی مناسب انجام دهند . بنابراين بايد به خانواده به عنوان اولين مدرسه كودك اهميت فوقالعاده داد و خانواده باید بکوشد تا محيطي فراهم آورد که در آن کودک با دقت، صبر، آگاهي و عشق ،تربيت شود. بايد محيط خانواده را از هر گونه درگيري و تنش دورساخت و به صورت جدي بايد از تحقير کودک خودداري کرد و هنگام کنجکاوي ، بايد به او فرصت سوال کردن داده شود. کودک لزوما نبايد به جواب هاي ما دست يابد بلکه خود به تفکر و انديشيدن بپردازد. خلاقيت کودک ، بايد پرورش داده شود ، نه اينکه او به فرمانبرداری محض، ملزم باشد و به اطاعت کورکورانه عادت کند. این مقاله در هفته نامه بارگاه سخن شهر دوشنبه کشور تاجیکستان شماره ۳۵ هفدهم شهریورماه ۱۳۸۹ به چاپ رسیده است رضا زارعی دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی [ سه شنبه نهم شهریور 1389 ] [ 16:59 ] [ رضا زارعی ]
بنام خداوند بخشنده مهربان
تاثیر جهانی شدن بر تعلیم و تربیبت چکیده: جهانی شدن موجب شده است که در بسیاری از موارد مرزهای سنتی آموزش و حتی فناوریها شکسته شود و یا نیازمند آن است که دوباره تعریف شود . برای مثال ، ازبین رفتن مرز بین دولتهای ملی و جامعه جهانی ، بین فرهنگ ملی و خرده فرهنگ های تشکیل دهنده آن، بین مدرسه و جامعه محلی ،بین خانه و مدرسه، بین آموزش و کار ، بین کار و موسسات یادگیری، بین آموزشهای رسمی و آموزش غیر رسمی ، بین برنامه درسی از قبل تنظیم شده و انتخاب افراد، بین فراگیرو معلم ،بین والدین و فرزندان آنها ، بین انسان و و ماشین و حتی بین رشته ها ی مختلف،.برنامه ریزان و مربیان آموزشی را برآن داشته تا به منظور انطباق با این تغییرات پیش آمده برای تجدید سازمانهای آموزشی در تمامی جنبه ها و ابعاد گامهای فوری و موثری بردارند. در آموزش جدید به جای تکیه بر روشهای سنتی حافظه پروری به روشهای تحقیق و حل مسئله توجه می شود و فراگیران را به مهارتهای تصمیم گیری و رویارویی با مسائل پیچیده مجهز می کند . در رویکرد جدید ، مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جزو مهمترین اهداف تعلیم و تربیت قلمداد می گردد و به جای تکیه بر تمرکز در برنامه ها و یکسان سازی ، به تفاوتها احترام گذارده می شود در رویکرد جدید ، انقلابی در یاد گیری صورت میگیرد و رسانه هایی چون تلویزیون، رادیو، کامپیوتر، اینترنت، و... از طریق آموزش از راه دور بر جریان اطلاعاتی کنترل ونظارت دارد . مقدمه: روند تحولات در قرن بیستم در دهه ۱۹۷۰ میلادی وارد مرحله جدیدی شد و در اواسط دهه ۱۹۸۰ تقریباً در تمامی زمینه ها نشان خود را بر جای گذاشت . در دهه ۱۹۸۰ برای اشاره به این دگرگونی ها مفاهیمی چون جامعه صنعتی و فرامدرن (پست مدرن ) به كار می رفت ، اما در دهه ۱۹۹۰ میلادی مفهوم جهانی شدن رایج گردید و به مفهوم مسلط در دوران معاصر تبدیل شد . به گونه ای كه امروزه همه چیز با رجوع به این مفهوم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. جهانی شدن فرایند رو به گسترشی است که تمامی عرصه ها را در نوردیده و تمامی کشورهای جهان را به طریقی درگیرکرده است وجهان رادهکده ای نموده که در آن وظیفه مرزهاتنها تعیین قلمرو کشورهاست . جهانی شدن واژه ای است که حرکت تمام کشورهای دنیا را به سمت یک موجودیت واحد توصیف می کند.در ظاهر امر ، جهانی شدن یعنی ره سپردن تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته كه در آن همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می شود . اما در واقع، جهانی شدن به معنای آزادی مطلق كسب و كار ، برداشته شدن تمامی موانع برای جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه ها و حركت روان اطلاعات ، امور مالیه ، خدمات و بالاخره تداخل فرهنگ ها آنهم به سوی یكسان شدگی و یكدستی است که تمامی این امور در مقیاسی جهانی رخ می دهد.جهانی شدن موجب شده است که در بسیاری از موارد مرزهای سنتی آموزش و حتی فناوریها شکسته شود و یا نیازمند آن است که دوباره تعریف شود . برای مثال ، ازبین رفتن مرز بین دولتهای ملی و جامعه جهانی ، بین فرهنگ ملی و خرده فرهنگ های تشکیل دهنده آن، بین مدرسه و جامعه محلی ،بین خانه و مدرسه، بین آموزش و کار ، بین کار و موسسات یادگیری، بین آموزشهای رسمی و آموزش غیر رسمی ، بین برنامه درسی از قبل تنظیم شده و انتخاب افراد، بین فراگیرو معلم ،بین والدین و فرزندان آنها ، بین انسان و و ماشین و حتی بین رشته ها ی مختلف،.برنامه ریزان و مربیان آموزشی را برآن داشته تا به منظور انطباق با این تغییرات پیش آمده برای تجدید سازمانهای آموزشی در تمامی جنبه ها و ابعاد گامهای فوری و موثری بردارند.در عصر فضا که همه چیز در حال انتقال است . توانایی معادل دانایی و بزرگترین سرمایه ی سازگاری بشر با دنیای جدید است و دانش یکانه قدرت بی چون چرایی خواهد بود که هر کشوری برای دوام و بقای خود به آن نیاز خواهد داشت. بنابر این پیچیدگی جهانی که در آن زندگی میکنیم اقتضا میکند که ما فناوری خود را با پیشرفتهای موجود هماهنگ کرده و آن را متناسب با نیازهای جامعه به روز نما ئیم . زندگی بهتر در این جهان مستلزم استفاده از فناوری اطلاعات است . پیشرفت سریع دانش بشری در قرن حاضر ، متنوع شدن نیازها ، تحولات سریع فناوری بویژه در زمینه ارتباطات تغییرات عمده ای را بر جهان گذاشته و خواهد گذاشت طوری که پرداختن به مسئله جهانی شدن وتطبیق با قواعد آن در تمام بخشهای جامعه یک ضرورت انکار ناپذیر به نظر می آید و از آنجا که مسئولیت ایجاد تحول د رهر جامعه بانظام آموزشی است بنابرین باید از آموزش وپرورش آغازنمود وبارویکردی تازه به نظام آموزشی، نوسازی جامعه را اغاز کرد چون هیچ کس نمی داند که آینده آبستن چیست . تعلیم و تربیت و پدیده جهانی شدن از آنجا كه در روند جهانی شدن ،ارتباطات گسترش می یابد و افراد از سراسر دنیابا یكدیگر ارتباط برقرار می كنند و بیشتر در معرض شناخت و ارتباط با سایر افراد جهان قرار می گیرند لذا تفاهمات بین المللی ضرورت می یابد و یادگیری برای با هم زیستن به عنوان یك هدف مهم در آموزش و پرورش در می آید.یادگیری برای با هم زیستن مستلزم یادگیری چگونگی ابراز خویشتن و برقراری ارتباط به شكلی موثر با دیگران است ، و نیز به معنای آموختن حس مسئولیت و سهیم كردن دیگران و مستلزم یادگیری همكاری با دیگران است از این رو شناخت سایر فرهنگها و نحوه ارتباط با آنها ضرورت می یابد و می تواند به عنوان فرصتی در دست آموزش و پرورش قرار گیرد . در تاریخ تعلیم و تربیت ،هر قدر به گذشته های دور تر رویم ،نقش آموزش و پرورش رادرزندگی جوامع بشری پر رنگ تر می یابیم . تعلیم و تربیت نه تنها در تغییر سر نوشت جامعه و درتمام مراحل پیشرفت و باروری آن سهیم بوده بلکه خود نیز همواره در حال تغییر و گسترش بوده است . از آنجایکه یکی از عمده ترین رسالت تعلیم و تربیت ، پرورش انسان پرسشگری است که می خواهد از قیدو بندهای بی شما ر و گوناگون وجودی خود رها گردد و راه تکامل همه جانبه خود را فراهم سازد و تا آنجا که ممکن است به رموز مو قعیت فردی و اجتماعی خود و دنیای متغییری که در آن زندگی می کند آشنا شود و با دنیا و انسانهایش مرتبط گردد و زندگی دهد و زندگی کند و زندگی خود را با عشق و دانش شکوفا سازد لذا هموار کردن این شرایط و دستیابی به این رسالت، آ موزش و پرورش و نظام تعلیم و تربیت را با مسائل جدیدی از قبیل لزوم تغییرات سریع ، باز سازی برنامه ها ، انتقال انبوه دانشهای قدیم و جدید و مسائل مدیر یت و سازماندهی روبرو نموده است .در آموزش جدید به جای تکیه بر روشهای سنتی حافظه پروری به روشهای تحقیق و حل مسئله توجه می شود و فراگیران را به مهارتهای تصمیم گیری و رویارویی با مسائل پیچیده مجهز می کند . در رویکرد جدید ، مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جزو مهمترین اهداف تعلیم و تربیت قلمداد می گردد و به جای تکیه بر تمرکز در برنامه ها و یکسان سازی ، به تفاوتها احترام گذارده می شود در رویکرد جدید ، انقلابی در یاد گیری صورت میگیرد و رسانه هایی چون تلویزیون، رادیو، کامپیوتر، اینترنت، و... از طریق آموزش از راه دور بر جریان اطلاعاتی کنترل ونظارت دارد . اند یشمندان تعلیم و تربیت معتقد ند که هنر آموزش زمانی شکوفا و پویا خواهد شد که یک ابزار بیانی و رساندن پیام برای نیل به هدف های آموزشی در اختیار معلمان باشد .آموزش و پرورش امروزي مبتني برنگرشهاي روزمره است. از طرفي در حال حاضر ساختار اهداف آموزش ، ديگر وسيله اي در دست حکومت نيست و برخلاف نظريه مارکس ، تمامي طبقات جامعه در کشورهاي پيشرفته امر آموزش را زيرنظر دارند و اين فرآيند نيز از مرکز به سمت پيرامون در حال گسترش است.گذشته از مثبت يا منفي بودن پديده جهاني شدن ، به نظر مي رسد که رخداد اين پديده در عصر فضا ، فرصتهاي لازم را نه تنها براي تبادلات آموزش و پرورش در سطح جهان به وجود آورده است بلکه امتيازاتي را نيز براي کشورهاي جهان سوم فراهم کرده تا از اين طريق بتوانند پايه هاي آموزشي جامعه خويش را محکم کنند و گامي بلند براي آينده پيش روي خويش بردارند.ورود فناوري آموزشي سطح بالا ، گسترش خطوط و پايگاه هاي اينترنتي ، ورود رايانه هاي نو به بازار ، افزايش مشارکت مدرسه محوري همگي متاثر از پديده جهاني شدن است
مزایای جهانی شدن الف : تمرکززدايي و مشارکت امروزه ساختارهايي که ديروز برمبناي تمرکزگرايي دولت مدرن و بروکراسي آموزش و پرورش بنا يافته بود ، جاي خود را به ساختار محلي و بومي شده عصر پسامدرن داده است که سعي مي کند از طريق جهاني شدن ، ساختارهاي کوچک را جهاني کند. اين مکتب براي پيشرفت و ترقي جامعه مدني جهاني و يا جامعه شبکه اي ، بهترين الگو را در مدرسه محوري ، مشارکت از پايين ، احترام به ذهنيت افراد و خلاقيت آنان مي داند با ایجاد موج جهانی شدن، اکثر کشورهاي غربي به سوي تمرکززدايي و مشارکت گرایی رفتند ، که این خود ، باعث رشد هويت شخصي، بهبود روحيه و گسترش تعلق گروهي و در نتیجه افزایش اثر بخشی و کارایی در کارکنان شده است و در سايه اين تحول مديريتي و سازماني ، نظام آموزش و پرورش نیز به سمت تصميمات منطقه اي و محلي و مدرسه اي کشيده شده است. ب : رفتن به سمت مدارس پژوهش محور به کارگيري فناوري هايي نوینی همچون رایانه، اینترانت ، اکسترانیت (ماهواره) و اينترنت در آموزش و پرورش ،باعث شد تا معلمان به جاي تلاش در عرضه محتوا و مواد درسي (آموزش) ، بيشتر به تعامل با شاگردان بپردازند و با کاهش نقش محوری آنها در آموزش وهدایت شاگردان به سمت پژوهش محوری، زمینه های بهبود يادگيري دانش آموزان را فراهم سازند
ج :افزایش انگیزه یادگیری استفاده از فناوری اطلاعات و اینترنت در آموزش، باعث شده تا یادگیرنده، با محتوای آموزشی و برنامه درسی ، درگیر شود وخود به یادگیری فعالانه بپردازد و همین درگیری فعال خود موجب افزایش انگیزه یادگیری در انان خواهد شد. د: صرفه جویی در زمان و امکانات استفاده از فناوری اطلاعات و اینتر نت در نظام آموزشی باعث کاهش هزینه های آموزشی گردیده و با تسهیل نمودن فرآیند تصمیم گیری از طریق ارائه اطلاعات فراوان در مدت کوتاه، برای مدیران آموزشی صرفه جویی زمان را به ارمغان آورده است . ه: شکسته شدن حلقه های بسته دانش شاید بتوان یکی از ثمرات مفید و فرصت ساز جهانی شدن برای تعلیم و تربیت ، شکافتن مرزها و حلقه های بسته دانش و اصلاح زوایای معرفت شناختی آن دانست. جهانی شدن ،نظام عرضه هندسی و الگوریتمی اطلاعات(عرضه اطلاعات در مسیرهای از قبل مشخص ، ثابت و تعریف شده) را به نظام عرضه دیالکتیکی اطلاعات تبدیل می کند و: خصوصی سازی آموزش جهاني شدن اقتصاد و اقتصاد سرمايه داري مهمترین عامل خصوصي سازي آموزشي ، کم شدن مدارس دولتي و ورود امکانات و تجهيزات پيشرفته به مدارس ، میباشد..به هر حال ، ساختارهاي امروزي در کليه جنبه هاي زندگي ، متاثر از عصر فضاست که به همراه ديگر اجزاء ، کل آموزش و پرورش را تحت تاثير قرارداده است.
تهدیدهای جهانی شدن الف: تك فرهنگی شدن و تضعیف فرهنگهای بومی هویت ملی كه منتج از مفهوم هویت می باشد آن ویژگی است كه ملت ها را قابل شناسایی می كند. هویت ملی، ابزاری برای تفكیك یك ملت از ملت دیگر با تكیه بر آگاهی مشترك حول مفهوم یا مفاهیم تعریف شده جمعی است و تا زمانی كه آگاهی مشتركی برای تفكیك خود از دیگری به وجود نیاید، هویت ملی، امكان شكل گیری ندارد .در ارتباط با مقوله جهانی شدن مسئله نگران كننده ،رشد تك فرهنگی (monoculture) است ، فرهنگی كه از سوی رسانه های جهانی غرب و شبكه های روابط عمومی آنها تبلیغ می شود ،فرهنگی كه به مردم دیكته میكند كه چه بپوشند ،چه بخورند ،چگونه زندگی و چگونه فكر كنند. البته نگارنده اعتقاد دارد غنای فرهنگی و استحکام آن ، میتواند مانعی در برابر این تهدید باشد هر چند که در عصر کنونی که عصر فضا و دانش و اطلاعات است دیگر هیچ فرهنگی را نمی توان صددرصد بومی دانست و نمیتوان دروازه های کشور را بروی ورود فرهنگهای مختلف بست. باید توجه داشت که میتوان با یک برنامه ریزی صحیح و منطقی ، ارتباطات فرهنگی رابه یک نگانترپی تبدلیل نمود که نه تنها از فروپاشی فرهنگ جلوگیری کند بلکه موجبات رشد و ترقی آنرا نیز فراهم سازد.
ب: مهاجرت و فرار مغزها در بعد فرهنگی و اجتماعی كه عمده ترین وجه تعارض وتقابل در فرایند جهانی شدن است مهاجرت و فرار مغزها افزایش می یابد كه این عامل باعث تغییر شكل جمعیت شناختی كشورهای جهان می شود.البته جهانی شدن فرهنگ ،اصطلاح تأویل پذیری است كه از آن تعبیراتی متفاوتی ارائه شده است.یعنی میان كسانی كه به مساله جهانی شدن فرهنگ پرداخته اند اتفاق نظر وجود ندارد عده ای آن را پدیده ای محتوم دانسته و نظر داده اند كه دیر یا زود باید در برابر آن سر تسلیم فرود آورد و پذیرای آن شد برخی دیگر گفته اند كه جوامع در قبول یا رد آن آزادند واختیار دارند كه درباره آن تصمیم بگیرند . اما به نظر میرسد که فرار از پدیده جهانی شدن نه معقول است و نه امکان پذیر . پس لاجرم برای برخورد با این پدیده و استفاده از مزایای آن باید از تمام ظرفیتهای موجود به نحو احسن سود جست و با فراهم نمودن شرایط مناسب و تدارک زمینه های لازم از فرار مغزها جلوگیری و موجبات جذب آنها را نیز فراهم ساخت .
ج : اضمحلال زبان ملی و محلی یكی از مواردی كه در بحث پیامد های وسایل الكترونیكی باید آن را جدا از مباحث دیگر فرهنگی، به طور مجزا مدنظر قرار داد، زبان است. در رسانه های الكترونیكی جدید، غالباً زبان انگلیسی سلطه دارد و می خواهد خود را به همهٔ (فرهنگ) كشورها تحمیل كند. نفوذ و گسترش زبان انگلیسی از طریق تلویزیون های ماهواره ای و اینترنت در جای خود می تواند مهم ترین تهدید علیه زبانهای ملی و محلی قلمداد شود. نگارنده اعتقاد داردوجود یک زبان رسمی بین المللی مثلا زبان انگلیسی نه تنها تهدیدی علیه زبانهای ملی و محلی نیست بلکه در پدیده جهانی شدن ،متحد الشکل شدن زبان گفتاری و نوشتاری نیز تقریبا از ملزومات آن به شمار خواهد رفت.اندیشمندان و صاحبنظران هر قوم و کشوری میتوانند با تولید علم و نشر آن،سهم بیشتری را در كانالهای ارتباطی دنیا و رسانه های جهانی داشته باشند و بجای ترس از نابودی زبان ملی و محلی باید تلاش نمود تا زبان ملی جایگاه واقعی خودش را دریابد. د: کمرنگ شدن مرزهای اعتقادی و مذهبی باورهای دینی و نظام ارزشی اسلام بخش مهمی از هویت مسلمانان را شكل می دهد. این هویت خواه ناخواه در درون مرزهای اعتقادی و دینی تعریف می گردد و نوعی خط كشی و مرزبندی بین خود و بیگانه را مطرح می سازد. هر چند تفاسیر و قرائت های مختلف از اسلام در این زمینه دارای تفاوت های جدی است هر چند در اصل اینكه بالاخره دین و باورهای اسلامی بخشی از هویت جوامع اسلامی را تشكیل می دهد،اجماع نظر وجود داراما این تفاوت ها صرفا پررنگ شدن یا كم رنگ شدن مرز خودی و بیگانه را نشان می دهند. با پذیرش این نكته هر چند تفسیر پلورالیستی مطلق از اسلام را اتخاذ نماییم. باز هم نوعی تعارض با هویت مطرح در فرایند جهانی شدن و زدودن مرزهای اعتقادی و مذهبی جوامع داریم و احتمالا چالش آورترین بخش جهانی شدن نسبت به اسلام و اندیشه دینی، خود فرهنگ و اندیشه است. این امر ناشی از نقش زیربنایی فرهنگ نسبت به دیگر ساختارهای اجتماعی است و از سوی دیگر بخش مهمی از فرهنگ متشكل از نظام ارزشی، هنجارها و باورهای دینی جامعه است. ،بنابراین آموزش و پرورش در جهت استقرار تربیت اسلامی، ابتدا علایق ایدئولوژیك پنهان در مواد آموزشی، روش های تدریس، عناصر فضاهای آموزشی و به تعبیری برنامهٔ پنهان را شفاف ساخته و سپس بر مبنای ارزش ها و اصول اسلامی آنها را در جهت علایق ایدئولوژیك اسلامی متحول می سازد و به تدوین نظام جدیدی از تربیت دینی اقدام می نماید. ناگفته پیداست كه گرچه این امر مستلزم صرف هزینه های فراوان مادی و انسانی برای برنامه ریزی و اجراست ولی گریزناپذیر این مقاله در فصلنامه مساله های معارف شماره 5 ، سپتامبر و اکتبر 2010 در کشور تاجیکستان شهر دوشنبه به چاپ رسید. این فصلنامه مخصوص وزارت معارف تاجیکستان است و زیر نظر ایشان چاپ میگردد. منابع : -یونسكو . ملبورن ، آموزش وپرورش برای قرن ۲۱. گروه مترجمان ، تك نگاشت ۲۷ - باقری, خسرو ، تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست ویكم، مجموعه مقالات تربیت اسلامی، ج ۳، قم، مركز تربیت اسلامی، ۱۳۷۹ - براندا, واتسن.تدریس مؤ ثر تربیت دینی، ، ترجمه و تلخیص بهرام محسن پور، مجموعه مقالات تربیت اسلامی شماره ۳، قم، مركز تربیت اسلامی ۱۳۷۹. - ایران زاده ,سلیمان .جهانی شدن و تحولات استراتژیك در مدیریت و سازمان ,مركز آموزش مدیریت دولتی ,۱۳۸۰. - میرحسینی علی اصغر-نیم نگاهی به رویکرهای جهانی تعلیم وتربیت –مجله تربیت-دی ماه 83 - رویکرهای جهانی به تعلیم و تربیت – مجله تربیت – تابستان 83 -عبداللهی –حسین- ضرورت توسعه فناوری اطلاعات و استفاده از اینترنت در آموزشو پرورش – پژوهشنا مه آموزشی شماره –49-50-51-تیر- مرداد- شهریور - قدیم خانی – رسول و شیرکوند – ناصر-جهانی شدن و آموزش وپرورش http://www.varaminedu.org/vetemp/.aspx
Young.T (۲۰۰۱) Interreligious and intercultural Dialouge In The Mediterian Area During a period of globalization, prospects Hinchcliff, John (۲۰۰۰)Cross-Roads of the New Millennium. Proceedings of the Technological Education and National Development (TEND) Conference ۲nd, April ۸-۱۰, , Abu Dhabi, United Arab Emirates. Coghburn.D(۲۰۰۳)Globalization,knowledge,education and training in the information age.London. [ سه شنبه نهم شهریور 1389 ] [ 1:40 ] [ رضا زارعی ]
مدرسه راهي بسوي نهضت نرم افزاري رضا زارعی1 و عبدالمجید اورنگی2
چکيده: در اين نوشتار، به نقش فناوري ارتباطات و اطلاعات در برنامه ریزی درسی جهت توسعة مهارتهاي فراگیران به عنوان یادگیرانی مادام العمر اشاره شده است. همچنین تغيير در شيوة يادگيري و حضور فعال دانشآموزان در فرایند یادگیری بجای انتقال دانش و مهارتهاي تعريف شده و تعمیق نهضت نرم افزاري در جامعه از دیگر نکات مورد تاکید در این مقاله است.
واژه هاي کليدي: نهضت نرم افزاری، فناوری ارتباطات و اطلاعات، یادگیری مادام العمر، مدارس اندیشمند.
. مقدمه[1] امروزه يكي از مسائل دست و پاگير كشورهاي جهان سوم، كه بعضاً متاثر از عقب ماندگيها آنها در همه عرصه هاي علوم و فنون نسبت به ساير كشورهاي توسعه يافته مي باشد، روي آوردن به تقليد و اقتباس از كشورهايي است كه ممكن است در كمترين حد از سنخيت با يكديگر باشند. يكي از مهمترين و مواكداً مطمئن ترين راههاي هدايت جامعه به سمت توليد علم و انديشه،خلاقيت و نوآوري با هدف استمرار،تحكيم و عجين نمودن آن با بدنه جامعه در بلند مدت، وارد شدن به نهضت نرم افزاري از مجراي آموزش و پرورش است(اورنگي،1383).
2. جامعه اطلاعاتی: جهان امروز بدليل همسويي جوامع انساني با فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، شاهد تغييرات اساسي در عرصه اجتماعي بوده است كه از آن به "جامعه اطلاعاتي"[2] ياد ميشود (كميسيون اروپايي، 2000)[3]. در اين جامعه، فناوري ارتباطات و اطلاعات بخشي اساسي از خانه، مدرسه و محل کار افراد را تشکيل ميدهد که سبب تغيير در شيوة زندگي، بازي، ارتباطات و يادگيري آنها ميشود. شهروندان اين نوع جامعه بايد توليد کنندگاني خلاق در آفرينش آثار فرهنگي باشند و بتوانند با افراد ديگر، به ويژه افرادي که زمينههاي فرهنگي متفاوتي با آنان دارند، ارتباط برقرار کرده و يادگيرندگاني مادام العمر[4] باشند(حج فروش و اورنگي،1383؛ به نقل از سازمان رشد و همکاري اقتصادي،2001[5]). پرورش نسل جوان جامعه با اين ديدگاه، زمينه ساز تحقق هدف مهم نهضت نرم افزاري كه همان برخورد فعال، خلاق، عالمانه و استراتژيك با جريانهاي فكري، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي در جامعه است ميباشد(سليمي، 1383). در پي تغييرات اجتماعي عظيم فناوري ارتباطات و اطلاعات در تواناييهاي بالقوه پيشرفت آموزشي، بسياري از کشورها برآن شدهاند تا سياستهايي را پيش بگيرند که از فناوري ارتباطات و اطلاعات در توسعة مدارس بیشتر استفاده کنند. اين کشورها که از شيلي تا فنلاند و از سنگاپور تا ايالات متحد آمريکا را شامل ميشوند، داراي اهداف و سياستهاي ملي مشخصياند که در آنها فناوري اطلاعات نقش اساسي در توسعه نظامهاي آموزشي و اصلاح برنامههاي درسي آنها ايفا ميکند. براي مثال، در ادامة دهة 90 کشور سنگاپور در برابر دو عامل جهاني شدن و تغييرات فناوري سياست "مدارس انديشمند و ملت"[6] را تدوين کرد. طبق اين برنامه، مواد درسي و روش تدريس آنها در مدارس دوباره بازبيني شدهاند تا بر مهارتهاي فکري مثل حل مسئله و تفکّر نقاد توجه شود(وزارت آموزش و پرورش سنگاپور، 2002)[7]. وزارت آموزش و پرورش فنلاند نيز با هدف استفاده از فرصتهاي موجود در برنامة فناوري سعی بر آن داشت تا بتواند سطح کيفي زندگي مردم، دانش، رقابت بينالمللي و تبادلات را افزايش دهد(وزارت آموزش و پرورش فنلاند، 1999)[8].
3. نهضت نرم افزاری در مدارس 1-3. کليات: بر مبنای این سياستهاي آموزشي، دانشآموزان بايد فراتر از حوزههاي درسي خاصّ مثل علوم، رياضي و ادبيات، به جستجوي اطلاعات، تفسير و تحليل آنها، كار با گروههاي مختلف، حل مسأله و ايجاد دانش جديد بپردازند. معلمان نيز بايد نقشهاي جديد در كلاس درس ايفاد نمايند و به كسب مهارتهاي تدريس جديدي كه اين نوع يادگيري در دانشآموزان را حمايت ميكنند بپردازند. اين ديدگاه مبناي اهتمام به نهضت نرم افزاري است. در اين ارتباط فناوري ميتواند نقش بسيار مهمي را در برنامهريزي درسي جديد ايفاء كند و به توسعة مهارتهايي كه دانشآموزان در آينده به آن نيازمندند كمك نمايد. اصولاً شهروندان جامعة مبتني بر نهضت نرم افزاري با استفاده از فناوري بايد قادر به جستجو، تحليل و اداره كردن مقادير زيادي اطلاعات باشند، آنها بايد بتوانند از اين اطلاعات براي حل مسائل پيچيده و ايجاد دانش جديد و محصولات فرهنگي استفاده نمايند(سازمان رشد و همکاري اقتصادي، 2001). تغييرات در سازماندهي محيط كار، نياز به كاركناني دارد كه بتوانند بصورت گروهي با هم فعاليت كنند. امروزه، ساختار شغلها سريعاً تغيير ميكند و دانش مورد نياز براي انجام اين شغلها نيز به سرعت دچار تغيير ميشود. بسياري از دانشآموزاني كه اكنون وارد مدرسه ميشوند، بعد از فارغالتحصيلي به انجام شغلهايي خواهند پرداخت كه در حال حاضر وجود ندارد. برخي از اطلاعاتي كه آنها اكنون در مدرسه فرا ميگيرند در آن زمان بدليل اكتشافات جديد منسوخ خواهد شد. بنابراين اغلب اين بحث وجود دارد كه دانشآموزان بايد به كسب مهارتهايي بپردازند كه يادگيري مادامالعمر را در آنها توسعه دهد و اين فرايند از اهداف اصلي آموزش محسوب ميگردد (كميسيون اروپا، 2001). همانطور كه محققان ميگويند، براي رسيدن به اين هدف، دانشآموزان بايد بتوانند اهداف تخصصي خود را تعيين نمايند، موقعیي براي يادگيري خود فراهم آورند و موفقيتهاي خود را كه در برخي مواقع به مهارتهاي فراشناختي تعبير ميشوند را مورد ارزشيابي قرار دهند(برانسفورد، بروان و كوكينگ، 2000). ایجاد چنین تغییراتی در جامعه نيازمند به شيوههاي ديگر آموزش و يادگيري و بعضاً اصلاحات اساسي در آموزش و برنامه هاي درسي است. بنابراين بجاي شيوههاي آموزشي كه اصولاً تنها بر انتقال دانش و مهارتهاي تعريف شده تأكيد ميكنند،باید به شيوههاي آموزشي جديد ازجمله نهضت نرم افزاری روی آورد كه قائل به حضور فعال دانشآموزان در فرایند آموزش و یادگیری است
2-3. ویژگی های برنامه ریزی درسی نهضت نرم افزاری وگت و اودنتال (1999)[9] ويژگيهاي برنامهريزي درسي لازم براي جامعة اطلاعاتي يا جنبش نرم افزاري در مدرسه را اينگونه بيان مي كنند : - هدف اين برنامهريزي درسي تواناكردن دانشآموزان در مديريت اطلاعات، ايجاد ارتباط، مشاركت و استفاده از مهارتهاي فراشناختي ميباشد. - اطلاعاتي كه به عنوان مطالب آموزشي در اين برنامهريزي درسي بكار ميروند از ساختاريافتگي كمتر برخوردارند. - مرزهاي بين موضوعات درسي گوناگون از بين ميرود و محتوي مطالب درسي بصورت موضوعاتي جدا مطرح نميشوند، بعلاوه دانشآموزان بجاي اينكه فقط به رونوشت كردن مطالب بپردازند قادر به فهم روابط بين مفاهيم ميگردند. - مطالبي كه در مدرسه راجع به مسائل انضباطي مطرح ميشود با قوانين اجتماعي موجود در جامعه پيوند ميخورد و مشكلات واقعي جامعه در كلاس درس مورد بررسي قرار ميگيرند. - مرز بين مدرسه و دنياي بيرون از بين ميرود و انتظار ميرود كه دانشآموزان زمان كمتري را در مدرسه سپري كنند. بعلاوه، فرايند آموزش از تدريس همزمان 30 دانشآموز به برطرفكردن نيازهاي يك دانشآموز خاص تغيير ميكند. - تغيير محتوي و اهداف آموزشي موجب تغيير در نحوة ارزشيابي دانشآموزان نيز ميگردد. معلمان بجاي اينكه ميزان مطالبي كه دانشآموزان ميتوانند دوباره توليد نمايند را ارزيابي كنند توانايي آنها در بكارگيري اين دانش در دنياي واقعي را ميسنجند. در نتيجه، قالبهاي بسته ارزشيابي به قالبهاي بازتر مثل پرونده دانشآموزي[10]و ارزيابي عملي تغيير مييابند. همچنين بجاي ارزيابي تلخيصي كه امروزه رايج ميباشد بر ارزيابي تركيبي تأكيد ميشود. تمام اين انتقادات و احتمالات را ميتوان با استفاده از فناوري عملي ساخت. بدليل اينكه اولاً فناوري خود عامل اصلي حركت به سمت جامعة اطلاعاتي يا نهضت نرم افزاري است. در نتيجه، بهرهگيري از فناوري در مديريت اطلاعات و حل مسائل خود مهارتهاي مهمي محسوب ميشوند. ثانياً، استفادههاي گوناگون از فناوري ميتواند تغييرات آموزشي كه براي اجراي برنامهريزي درسي جديد نياز ميباشد را ممكن سازد. دُر(2000) در بيان قابليتهاي فناوري در توسعة يادگيري و ايجاد و تغيير در برنامهريزي درسي براي ورود به نهضت نرم افزاري معتقد است، فناوري ميتواند موقعيتهايي از مسائل واقعي را كه با محيط دنياي واقعي مطابقت ميكنند فراهم آورد و يا ارتباطات شبكهاي دانشآموزان را وارد محيطهاي مجازي كاري كند كه، در آن براحتي ميتوانند از ابزارهاي پيشرفتهاي كه در كارگاههاي مجهز بكار ميرود استفاده نمايند. همچنين ابزارها و محيطهاي فناوري ميتوانند از طريق پروژههاي گستردهاي كه به دانشآموزان فرصت توليد محصولات پيچيده و كسب مهارتها و مفاهيم سطح بالا را ميدهند فرايند پژوهش را آسان سازند. بعلاوه ميتوان با استفاده از نرمافزارهاي شبيهسازي و الگوبرداري بين تجربه و مفاهيم انتزاعي ارتباط ايجاد كرد. محيطهاي همكاري گروهي نيز ميتوانند با فراهم آوردن موقعيتهايي كه در آن دانشآموزان ديدگاههاي ديگران را در مورد يك تجربة مشترك مشاهده ميكنند باعث افزايش توانايي آنها در معناسازي مشترك گردند. و سرانجام محيطهايي كه براي نيازهاي خاص طراحي شدهاند شانس موفقيت براي همة دانشآموزان را افزايش ميدهند و به دانشآموزان محروم و معلول كمك فراواني ميكنند.
۴. نتيجه گيري بنا برآنچه مطرح گرديد اگر جنبش نرم افزاري را كوششی مبتني بر خرد و انديشه دانسته و آن را زمينه ايجاد عدالت اجتماعي از طريق توجه به تواناييها و زمينه هاي فرهنگي متفاوت بدانيم، يقيناً اين نهضت، در عصر حاضر اهميتي ويژه براي توانايي بهرهگيري از اطلاعات در حل مشکلات و به وجود آوردن دانش جديد خواهد داشت. زيرا بر اساس جنبش نرم افزاري ، هر يك از افراد جامعه، خصوصاً دانش آموزان در مدارس بايد بتوانند توليد کنندگاني خلاق در آفرينش آثار فرهنگي باشند و هوشمندانه و فعال و عالمانه با افراد ديگر، به ويژه افرادي که زمينههاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي نظرات متفاوتي با آنها دارند ، ارتباط موثر برقرار کنند. امروز جامعه و تك تك دانش آموزان ما با دو عامل جهاني شدن و تغييرات در فناوري مواجه اند. بنا بر اين ما ناچار به نوعي بازبيني در مواد درسي و روش هاي تدريس معلمان در مدارس هستيم. اين تاكيد از آن جهت است كه بايد بر مهارتهاي فکري مثل حل مسئله و تفکّر نقاد در فراگيران توجه نماييم. رسیدن به چنین هدفی صرفا در سايه بهرهگيري از فناوري اطلاعات امکان پذیر است، و میتوان از اين فن در قسمت هاي متفاوت نظام آموزشي مثل برنامهريزي درسي، ارزشيابي، تدريس، صلاحيت حرفهاي معلمان و فرهنگ مدرسه استفاده نمود تا دانشآموزان بتوانند انعطافپذير و نوآورانه بينديشند و با ديگران مشارکت کنند و در تصميمگيريها ، منطقي باشند. مدارسي با اين مشخصه را مي توان مدارس انديشمند نام نهاد. زیرا در آن، معلم نقش راهنمایی را خواهد داشت که به دانشآموزان کمک ميکند تا مسير آموزشي درست را بيابند و يادگيري خود را ارزشيابي کنند. آنان به جاي اينکه جدا از یکديگر به امر تدريس بپردازند با کمک هم و به صورت گروهي در طرحها و پروژههاي مشترک کار ميکنند. دانشآموزان به يادگيرندههاي فعالي تبديل ميشوند که به صورت گروهي به ايجاد دانش جديد و حل مشکلات ميپردازند. مدارسی که به فناوری اهتمام دارند به داخل جامعه و محيط کار راه پيدا کرده و زمینه حضور موثر و مثبت والدين را در اعمال آموزشي فرزندان فراهم می نمایند(سازمان رشد و همکاري اقتصادي ، 2001 ؛ كوزما و اسچانك، 1998 ؛ ريل، 1998)[11]. در چنين مدارسي است كه ما خواهيم توانست دانشآموزان خود را براي رويارويي با چالش هاي هزاره سوم ميلادي آماده نماييم. بنار اين بايد در تحقق جنبش نرم افزاري، در دو بخش ساختاری ، یعنی تامین امکانات حهت استفاده هر چه بیشتر از فناوری اطلاعات از جمله تهیه کامپیوترهای مدرن و خطوط پر سرعت اینترنت و هم در بخش نرم افزاری یعنی آموزش روش بهره گیری از این فناوری به معلمان اهتمام ورزید تا بتوان با استفاده بهینه از این فناوری ها ، راه را برای توسعه و ارتقائ کمی و کیفی سطح زندگی و رفاه مردم جامعه هموار ساخت.
قسمت اول این مقاله در هفته نامه بارگاه سخن، شهر دوشنبه ، کشور تاجیکستان ، چهارشنبه دهم شهریورماه ۱۳۸۹ شماره ۳۴ به چاب رسده است. و قسمت دوم آن در شماه ۳۵ جهارشنبه هفدهم شهریور ماه به چاپ رسید ه است. ---------------------------------------------------------------- 1-رضا زارعی، دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، پژوهشگاه علوم پداگوژی تاجیکستان ۲- عبدالمجید اورنگی؛ دانشجوی دکتری مدیرت آموزشی ، دانشگاه آموزگاری تاجیکستان
پی نوشتها: ---------------------------------------------- introduction -۱ [2]-Information Society [3]- European Commission [4]-Iifelong learners [5]- Organization for Economic Co-operation and Development (OECD) [6]-Thinking Schools, Learning Nation [7]-Ministry of Education,Singapore [8]-Ministry of Education, Finland [9] - Voogt & Odenthal, [10] -Portfolio [11]-OECD ,Kozma & Schank, Riel
منابع: [1]اورنگي ، عبدالمجيد(1383). جنبش نرم افزاري از طريق مدرسه. موسسه پژوهشي برنامه ريزي درسي و نوآوري هاي آموزشي . منتشر نشده. [2]حج فروش، احمد؛ اورنگي، عبدالمجيد(1383). بررسي نتايج حاصل از كاربرد فناوري اطلاعات در دبيرستان هاي شهر تهران. موسسه پژوهشي برنامه ريزي درسي و نوآوري هاي آموزشي وابسته به سازمان پژوهش و برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش. [3]سليمي،محمد حسين(1383). نهضت نرمافزاري، راهكار توسعه دانش و فناروي در ايران. سايت بنياد آينده نگري ايران در آدرس : http://www.ayandehnegar.org [4]Kozma, R.(2003). Technology, Innovation, and Educatonal Change: A Global Perspective . A report of second information technology in education study : Module 2. A project of the IEA.
[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 14:9 ] [ رضا زارعی ]
باسمه تعالی
قابل توجه اساتید بزرگوار و دانشجویان محترم رشته علوم تربیتی:
همانگونه که مستحضرید علمای تعلیم و تربیت برداشتهای متفاوتی از تعلیم و تربیت داشته اند . اینجانب با مطالعاتی که داشته ام ،اعتقاد دارم که تعلیم و تربیت چیزی جز معرفت شهروندی نمی تواند باشد و این تعریف از تعلیم و تربیت تقریبا تعریف جدیدی است. لذا صمیمانه از همه شما عزیزان استدعا دارد نظرات خودتان را راجع به این قرائت جدید از تعلیم و تربیت به اطلاع اینجانب برسانید.تا از نظرات شما عزیزان استفاده نمایم. ضمنا بکار بردن این تعریف از علم تعلیم و تربیت با ذکر منبع بلامانع میباشد.
عنوان مقاله : بررسی سه روش آموزش و پژوهش (پداگوژی – آندراگوژِی – سینرگوژی ) در تعلیم و تربیت رضا زارعی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت دانشجوی دکتری مدیرت آموزشی پژوهشگاه علوم پداگوژی تاجیکستان چکیده : سیستمهای آموزشی ، بخشی از نظام کلی جامعه محسوب میشوند و لزوما میبایست متناسب با نیازهای واقعی جامعه شکل بگیرند تا شرایط رشد و تکامل وتوسعه جامعه را فراهم آورند. این امر مستلزم شناخت دقیق از روشهای صحیح آموزش و پژوهش میباشد. چرا که با نظام آموزش محور نمی توان عطش جامعه یادگیری امروز را فرو نشاند ونسل جوان را که رکن اصلی توسعه به شمار میروند را برای فردا آماده ساخت. لذا وظیفه اصلی نظام آموزشی، تربیت پژوهشگرانی است که بتوانند با جمع آوری و طبقه بندی درست اطلاعات، علاوه بر حل مشکلات؛ زمینه های تولید علم و نظریه های جدید را فراهم سازند. واژه های کلیدی: پداگوژی – آندرا گوژی – سینرگوژی – آموزش و پژوهش
مقدمه: سیستمهای آموزشی در کشورهای مختلف ، بخشی از نظام کلی جامعه محسوب میشوند و اگر متناسب با نیازهای واقعی جامعه شکل بگیرند، نسل جدید را در رسیدن به اهداف بلند جامعه یاری خواهند کرد. این امر خود مستلزم شناخت دقیق از وضعیت جامعه،وضعیت جهان،ظرفیت نسل آینده،شناخت وضعیت آموزشی جامعه و شناخت روشهای صحیح آموزش و پژوهش میباشد.در نظامهای آموزشی موفق، نقش معلم اینستکه بعنوان یک راهبر و راهنما ،پژوهشگری را به شاگردان خود بیاموزد .زیرا که او نیک میداند که وظیفه اصلی نظام آموزشی تربیت پژوهشگرانی است که بتوانند با جمع آوری و طبقه بندی درست اطلاعات، علاوه بر حل مشکلات؛ زمینه های تولید علم و نظریه های حدید را فراهم سازند.از آنجاییکه پژوهش زمینه ساز رشد و توسعه پایدار جامعه است لذا خروجی نظام آموزشی موفق نیز باید پژوهشگرانی قابل باشند. از اینرو معلم باید بکوشد تا با شناخت توانمندیهای ذهنی دانش آموزان، روشهای رسیدن از معلوم به مجهول (نه صرفا از مجهول به معلوم)را به آنها بیاموزد زیرا هر امر بدیهی و معلومی خود میتواند زمینه ساز بروز یک سوال و کشف تازه ای گردد . همانگونه که افتادن سیب از درخت برای همه امری معلوم و بدیهی بود اما برای نیوتن ، تبدیل به یک سوال و معما گردید.بر اساس این دیدگاه معلم باید با آموزش مراحل گوناگون کاوشگری (روش علمی و حل مساله) دانش آموزان خود را به محقق و پژوهشگر تبدیل کند طوری که فرهنگ تحقیق و پژوهش جز لاینفک زندگی آنها گردد . نگارنده اعتقاد دارد تعلیم و تربیت همان معرفت شهروندی است و مراد و مقصود اصلی نظام تعلیم و تربیت، کمک به فهم صحیح معرفت شهروندی است. یعنی درک و فهم درست از تاریخ ،فرهنگ،اخلاق،عرف،عادت و رسوم جامعه و درک صحیح از حقوق و آزادیهای اساسی مدنی و شهروندی. حال سوال اینستکه آیا با روشهای دیروز و با تاکید بر نظام بی روح و خشک آموزش محور، میتوان نسل امروز را برای فردا آماده ساخت و به تربیت چنین انسان مطلوبی نائل شد یا اینکه باید با یک تحول و نوسازی در عصر آگاهی و دانش ،کیفیت آموزش را ارتقاء و نظام آموزشی را پزوهش محور نمود تا در جامعه یادگیری محور امروزی ،خروجی مراکز تربیتی، افرادی متخصص و پژوهشگر و صاحب نظر شوند. با این مقدمه، به سراغ بررسی روشهای عمده آموزش و پژوهش در تعلیم و تربیت میرویم : روش پداگوژی: یک کلمه یونانی است که از دو کلمه ped به معنی طفل و agogy به معنی راهنما مشتق شده است . در واقع وظیفه برده ای بوده که اداره و هدایت اطفال را بر عهده داشته است.در قرن نوزدهم با پیشرفت علوم انسانی در زمینه های روانشناسی و جامعه شناسی ، علمای تعلیم و تربیت به فکر افتادند تا واقعیتها و شرایط تربیتی را به شیوه تجربی و علمی مطالعه نمایند اینان در صدد برآمدند که برای بررسی مسایل تربیتی طرحی نو ارائه نمایند. از این روآنان بین تربیت که عمل است و دانش تربیت که به مطالعه آن میپردازد تفاوت قائل شدند . در شیوه روش آموزشی پداگوژی ، متخصص یک موضوع درسی خاص ، شروع به سخنرانی میکند و به فراگیران تکلیف میدهد و سرانجام با انجام آزمونهای مختلف پیشرفت تحصیلی آنها را می سنجد . در پداگوژی اعتقاد بر آن است که یادگیرنده باید به معلم اتکا داشته باشد. یعنی یادگیرنده در هر سن و سالی که هست باید به آموزش دهنده متکی باشد.در این شیوه، معلم تنها کسی است که حق اظهار نظرهای مختلف را دارد و شاگرد موجودی منفعل میباشد که میتواند صرفا با گوش دادن ، مطالب ارائه شده را جذب نماید. در پداگوژی مفهوم "تجربه" کم ارزش است و معلم به تجربه ای که یادگیرنده شخصاً کسب می کند، بهایی نمی دهد. در پداگوژی رشد بیولوژیک و فشارهای اجتماعی باعث می شود که فرد برای یادگیری، آمادگی پیدا کند، در واقع وظیفه تعلیم و تربیت را این میداند که طفل را برای زندگی فردا آماده کند بدون در نظر گرفتن علاقه و استعداد طفل و نیازهای کنونی او، در این روش آموزشی ، سازمانهای تربیتی به مثابه دریای بیکران علم محسوب میشوند و شاگردان هم برکه های کوچکی که باید قطره قطره از این دریای پهناور به آنها نوشاند. در این روش تربیتی اعتقاد بر ایتنستکه وقتی کودک به سن خاصی می رسد جامعه از او انتظار دارد پس بنابراین باید برای او و بجای او تصمیم گرفت که چه درسی را بخواند و چه رشته ا دانشگاهی را انتخاب کند . چون در پداگوژی کاربرد بعدی آنچه که یاد گرفته می شود مورد نظر است نه کاربرد فعلی آموخته ها، بنابراین در پداگوژی تمرکز بر "موضوع" یا "مطلبی" است که توسط معلم جهت یادگیری مشخص میشود.
روش اندراگوژی در این شیوه آموزشی نقش معلم نسبت به روش قبل متفاوت میباشد. در این روش ، معلم صرفا بعنوان یک تسهیل کننده و راهنما ظاهر میشود نه به عنوان آموزش دهنده محض و سخنران بلامنازعه.او در فعالیتهای یاددهی و یادگیری بعنوان مشاور در کنار فراگیر می ایستاد و به او در فهم مطالب کمک میکند. در شیوه آموزشی آندراگوژی، این اعتقاد وجود دارد که یادگیرنده باید بطور فزاینده، خود جهت یادگیری را تعیین کند. یعنی شخص باید مرتباً با اعتقاد به ارزشمند بودن تجربه خود یاد بگیرد که در جهت توسعه فکر خود قدم بردارد و متکی به توان و نیروی خودش باشد. در آندراگوژی توسعه نقش های اجتماعی شخص یادگیرنده مطرح است. یعنی در این مفهوم گفته می شود چون یادگیرنده باید وظایفی را در جامعه بر عهده بگیرد و نقش هایی را ایفا کند، لذا برای ایفای صحیح نقش خود در آینده ، باید چیزهایی را یاد بگیرد. از نظردورنمای زمانی آموزش و یادگیری ، در آندراگوژی علاوه بر کاربرد آتی ، کاربرد فوری آنچه که یاد گرفته شده نیز مورد نظر است، یعنی آنچه را که فرد آموخته است می تواند از لحظه یادگیری به بعد به کار بگیرد.در روش آندراگوژی فرد با مشکل یا مسئله ای مواجه می شود و برای حل آن با روش علمی، تلاش به یادگیری میکند تا بر مشکل پیش روی خود فائق آید.از آنجاییکه فراگیر در طول فرایند یادگیری، حضوری فعال و مسولیت پذیر دارد لذا برای یادگیری انگیزه بیشتری پیدا می کند. در این سبک بر عکس سبک بالا که تمرکز بر روی موضوع و مطلب تهیه شده توسط معلم است ، تاکید و تمرکز یادگیری روی مشکل یا مسئله است زیرا که کاربرد آنی مطالب یادگیری هم ضروری است. مزیت اصلی این شیوه آموزشی، تقویت انگیزه یادگیری در یادگیرنده است ولی باید توجه داشت که موفقیت این روش ، به موقعیت و شرایط فرایند یادگیری وابسته است و از این روش برای تدوین و استاندارد کردن اطلاعات،در سطح عمومی نمی توان استفاده نمود.برای ارتفاء کیفیت آموزشی و پژوهشی بهتر است که ترکیبی از دو شیوه فوق استفاده شود .
روش سینرگوژی سینرگوژی از دو لغت یونانی synergogy (با هم کار کردن) و agogus(رهبری) مشتق شده است.این سبک تربیتی از ترکیب بهترین ویژگی پداگوژی و آندراگوژی حاصل شده است. در این روش استاد و شاگرد دوش به دوش هم در جریان فعالیت یادگیری حرکت میکنند .سینرگوژی یک روش منظم یادگیری است که در آن ،اعضای تیم های کوچک بوسیله برقراری روابط منظم،از یکدیگریاد میگیرند و در نتیجه ،هم توان افزایی در یادگیری ، حاصل میشود. این روش برای فعالیتهای پژوهشی دانشجویان سطوح عالی( کارشناسی ارشد و دکتری ) و همچنین برای آموزش درس روش تحقیق بسیار اثر بخش میباشد.
این مقاله در هفته نامه بارگاه سخن ، شهردوشنبه کشور تاجیکستان .شماره ۳۳ چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹ به چاپ رسیده است
منابع استفاده شده :
1- نوذری، محمود. رابطه اخلاق و تربیت چگونه است؟ www.bpdanesh.ir سایت باشگاه پژوهشگران دانشجو
2- بررسی ویژگیهای انسان مطلوب نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در افق چشم انداز 20 ساله www.isna.ir سایت خبرگزاری دانشجویان ایران
3- کامرانی راد،امیر حسین، تاملی بر تعلیم و تربیت اسلامی سایت راسخون
4-قورچیان، نادرقلی. سیاستگذاری در نظامهای آموزشی ، تهران: واحد علوم و تحقیقات،1380
5- خاکی، غلامرضا . شیوه نامه تحقیق، تهران : بازتاب ،1384
6- ناظم پور ضیازاده، تورعلی ، معرفت شهروندی ، دوشنبه : عرفان ، 2009
[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 18:29 ] [ رضا زارعی ]
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||